بازگشت

متن و ترجمه آهنگ Little از Michael Jackson

متن و ترجمه آهنگ Little از Michael Jackson

متن و ترجمه آهنگ Little از Michael Jackson

 

Somebody killed little Susie

یک نفر سوزی کوچولو رو کشت

The girl with the tune

دختری آوازه خوان

Who sings in the daytime at noon

دختری که ظهر ها برای خودش آواز میخوند

She was there screaming

اون داشت اونجا جیغ میزد 0

Beating her voice in her doom

و اینقدر جیغ زد که دیگه صداش در نمیومد

But nobody came to her soon

اما هیچکس به سراغش نیومد

A fall down the stairs

از پله ها پرت شد پایین

Her dress torn

لباسش پاره شد 0

Oh the blood in her hair

آه، موهاش پر از خون شد

A mystery so sullen in air

هوا مه آلود و غم گرفته بود

She lies there so tenderly

اون اونجا معصومانه افتاده بود

Fashioned so slenderly

با اون جسه باریک و قلمیش 0

Lift her with care,

و او سوزی رو بلند کرد

Oh the blood in her hair

آه، همینطور که خون از موهاش میچکید. . .

Everyone came to see

The girl that now is dead

همه اومدن تا دختری رو که حالا مرده بود رو ببینن

So blind stare the eyes in her head

چشمای کور سوزی هنوز باز بود و به مردم خیره شده بود 0

And suddenly a voice from the crowd said

ناگهان صدایی از جمعیت گفت که

This girl lived in vain

این دختر بیخودی زنده بود

Her face bear such agony, such strain

چهرش نشون میداد که فشار و رنج زیادی رو تحمل کرده بود

But only the man from next door

تنها مردی که همسایشون بود 0

Knew Little Susie and how he cried

سوزی کوچولو رو میشناخت، و شروع کرد به گریه کردن

As he reached down

To close Susie's eyes

همونطور که داشت خم میشد تا چشای کور سوزی رو ببنده

She lie there so tenderly

اون اونجا معصومانه افتاده بود

Fashioned so slenderly

با اون جسه باریک و قلمیش 0

Lift her with care,

و او سوزی رو بلند کرد

Oh the blood in her hair

آه، همینطور که خون از موهاش میچکید. . .

It was all for God's sake

For her singing the tune

اون فقط به خاطر خدا میخوند

For someone to feel her despair

تا شاید کسی یاس و نا امیدیش رو درک کنه 0

To be damned to know hoping is dead and you're doomed

خیلی زجر آوره که بدونی که دیگه برات امیدی وجود نداره و تو محکوم به فنایی

Then to scream out

ولی بعد فریاد بزنی

And nobody's there

ولی ببینی هیچکس به فریادت نمیاد

She knew no one cared

خب سوزی میدونست که هیچ کس اهمیت نخواهد داد. . . 0

Father left home, poor mother died

پدرش خونه رو ترک کرده بود، مادر فقیرشم مرده بود

Leaving Susie alone

و سوزی رو تنها گذاشته بودن

Grandfather's soul too had flown

روح پدر بزرگش هم رفته بود پیش خدا

No one to care

هیچ کس نبود بهش اهمیت بده 0

Just to love her

حتی دوسش داشته باشه

How much can one bear

خب یه نفر مگه چقدر میتونه تحمل کنه!

Rejecting the needs in her prayers

آرزوهایی که تو دعاهاش می کرد پس زده میشدن!

Neglection can kill

Like a knife in your soul

غفلت میتونه مثل یه چاقو روحت رو بکشه 0

Oh it will

آره همینطور هم خواهد شد

Little Susie fought so hard to live

اما سوزی کوچولو واسه زنده موندن خیلی مبارزه کرد. . .

She lies there so tenderly

اون اونجا معصومانه افتاده بود

Fashioned so slenderly

با اون جسه باریک و قلمیش 0

Lift her with care,

و او سوزی رو بلند کرد

So young and so fair

اون خیلی کوچک و معصوم بود. . .0