او هم مانند خیلی از موزیسین‌ها، علیرغم میل باطنی خانواده به سمت موسیقی آمده و تقریباً به صورت تجربی آن را یاد گرفته است. نیما رمضان اولین‌بار به صورت رسمی در گروه اولیه سیروان برای مخاطب شناخته شد و بعد از آن هم کم‌کم همکاری‌اش با دیگر خوانندگان پاپ همچون بنیامین، فریدون آسرایی، اشوان و... شکل گرفت و ادامه پیدا کرد. البته که مثل اکثر نوازنده‌ها به سمت علاقه‌مندی‌های خودش که موسیقی‌های خاص‌تری است هم رفت که از دل آن، گروه پرطرفدار «کامنت» متولد شد و در ادامه، علاقه‌مندی‌های خود را در پروژه‌های آریا عظیمی‌نژاد و اشکان خطیبی پیش برد.

 

در ادامه گفت‌وگو با نوازنده‌های موسیقی ایران، به سراغ این نوازنده خلاق گیتار الکتریک که خیلی زود توانست در بین نوازنده ها خود را  مطرح کند، رفتیم و با او درباره شروع فعالیت‌اش، همکاری‌هایش با خواننده‌های پاپ، اتفاقاتی که در گروه سیروان افتاد و برای اولین‌بار هم در این گفت‌وگو مطرح شد و همچنین اتفاقی که برای گروه «کامنت» افتاد صحبت کردیم.

 

 

* چطور با فضای موسیقی آشنا شدی و چه زمانی به سمت نوازندگی آمدی؟

یکی از همکلاسی‌هایم ساز می‌زد که از طریق او با گیتار آشنا شدم و بعد هم که دانشگاه قبول شدم، گیتار خریدم و شروع به ساز زدن کردم. استادم یعنی میلاد زنده‌نام با گروهی به نام «پیکولو» (که یک گروه پاپ راک بود) همکاری می‌کرد. به یک نوازنده گیتار احتیاج داشتند که میلاد من را معرفی کرد. آنجا با رضا تاجبخش آشنا شدم و شروع به کار کردم.

 

* کسی از اعضای خانواده‌ات موزیسین یا علاقه‌مند به موسیقی نبود؟

نه. با موزیک کار کردن خیلی هم موافق نبودند.

 

* با این شرایط، چطور به موسیقی علاقه‌مند شدی؟

یک پسر دایی داشتم که زیاد موسیقی گوش می‌کرد و من هم از طریق او با موسیقی آشنا شدم و کم‌کم به سمت موسیقی آمدم و بعد هم سراغ گیتار رفتم.

 

* اولین گیتاری که خریدی چه بود؟

پول‌هایم را جمعه کردم و 19 سالگی یک گیتار الکتریک IBanez قرمز خریدم.

 

* به جز میلاد زنده‌نام دیگر چه اساتیدی داشتی؟

پیش استاد خاصی نرفتم و هر از گاهی که مشکل داشتم با فرزاد فخرالدینی صحبت می‌کردم.

 

* پس گیتار را بیشتر به صورت تجربی یاد گرفتی.

دقیقاً. یک سال پیش میلاد زنده‌نام رفتم و بعدش خودم شروع به موزیک گوش کردن و یاد گرفتن، کردم. به نظرم گوش کردن، کاور کردن و آنالیز کردن موزیک، برای یاد گرفتن نوازندگی تجربه سالم‌تر و درست‌تری است.

 

* یعنی کتاب خاصی هم برای آموزش گیتار نخواندی؟

نه، چون میلاد خودش در دانشگاه موسیقی می‌خواند، در بخش تئوری کمک زیادی به من کرد.

 

* اولین باری که روی استیج رفتی چند سالگی بود؟

بیست سالگی با گروه «پیکولو» در بیمارستان میلاد روی صحنه رفتیم و دیگر از آن به بعد فعالیتم شروع شد.

 

* در همان بیست سالگی با رضا تاجبخش آشنا شدی؟

کمی بعدتر از آن. امیرحسین مستعد در گروه «پیکولو» باسیست ما بود که از ایران رفت و رضا (تاجبخش) به جای او آمد. رضا هم بعد از یک مدت کار کردن، شروع به معرفی من به جاهای مختلف کرد. البته من یک دوستی قدیمی هم با سیروان داشتم. گروهی بود که کارهای کاور از «دایر استریتس» و «پینک فلوید» می‌زدیم و سیروان هم آنجا کیبورد می‌زد.

 

* اما همکاری تو با رضا تاجبخش ادامه پیدا کرد.

در یک بازه زمانی بله حتی تا چهار پنج سال پیش که رضا هر گروهی را می‌گرفت، لطف می‌کرد و من را معرفی می‌کرد؛ مثل گروه بابک جهانبخش. چون تمرین‌های بابک (جهانبخش) با سیروان تداخل داشت و نقش من در گروه سیروان به نوعی کلیدی بود (چون نوعی از گیتار زدن را می‌خواست که نمی‌توانست کس دیگری را جایگزین کند) قرار شد من پیش سیروان بمانم و مسعود همایونی به جای من به گروه بابک جهانبخش پیوست.

 

* ترتیب و توالی همکاری‌ات با خواننده ها را بعد از «پیکولو» به یاد داری؟

نه، راستش را بخواهید یادم نیست. در یک بازه رضا (تاجبخش) پکیجی جمع کرد و شروع کردیم به اجرا رفتن با خواننده‌ها که اجراهای کوچکی بودند. تا اینکه سال 89 سیروان مجوز گرفت و با او مشغول به کار شدم. وقتی یک دوره سیروان ممنوع‌الکار شد، به گروه بابک جهانبخش پیوستم و بعد هم دوباه به گروه سیروان برگشتم. وقتی از گروه جدا شدیم، با خواننده‌هایی چون فریدون آسرایی، بنیامین، اشوان، مهدی یراحی و شهاب رمضان کار کردم.

 

* برگردیم به همان سال 89. از همکاری با سیروان بگو؛ گفتی به دلیل مدل خاص گیتار زدنت، می‌خواست که با او همکاری کنی.

سلیقه موسیقایی سیروان در آن دوره برای من خیلی جداب بود. او خیلی متفاوت به موسیقی نگاه می‌کرد و هر دو یک جنس صدا و نوازندگی را در گیتار الکتریک دوست داشتیم. او آن زمان می‌خواست از گیتار الکتریک به صورت مدرن‌تری استفاده کند و من هم دنبال همان صدا بودم. برای همین وقتی هم را پیدا کردیم شروع به همکاری کردیم که به نتیجه خیلی خوبی هم رسیدیم. فکر می‌کنم در آلبوم «جاده رویاها» که خیلی از لاین گیتارها را من زم، اتفاقات جالبی افتاد که آن زمان خیلی جدید و مدرن بود.

 

* پس تو جزء اولین نفراتی بودی که با گروه سیروان شروع به همکاری کردی.

فکر می‌کنم قبل از آن یک اجرا با فرزاد فخرالدینی رفته بود و بعد که مجوز گرفت من اضافه شدم و با آرش مقدم ، آرش سعیدی، امید حاجیلی، رضا تاجبخش، امیرمیلاد نیکزاد و زانیار در آن گروه ساز زدیم. یکی دو اجرا هم با زانیار رفتیم که گفتند او دیگر نمی‌تواند روی استیج بیاید و بعد هم اشکان آبرون به ما اضافه شد.

 

* خیلی‌ها معتقدند که گروه سیروان در آن دوره رویایی بود اما فکر می‌کنم جدایی شما از آن گروه خیلی دوستانه نبود. بعد از آن هم، همه سکوت کردید. حالا بعد از این چند سال به ما بگو که چه اتفاقی افتاد؟

این اتفاقات برای همه خواننده‌ها می‌افتد. اما من فکر می‌کنم که این جدایی می‌توانست از طرف خودم به شکل بهتری اتفاق بیفتد که این کدورت و حس بد دیگر وجود نداشته باشد. ممکن است سیروان هم اشتباه کرده باشد اما الان فکر می‌کنم می‌توانستم بهتر و دوستانه‌تر داستان را تمام کنم. همکاری ما (که همگی خیلی هم رفیق بودیم) به بازه‌ای رسیده بود که باید این اتفاق می‌افتاد و از هم فاصله می‌گرفتیم. کار سختی است که آدم‌ها دو سه سال در یک مسیر جوری پیش بروند که آن مسیر و هدف از بین نرود.

 

* آن زمان دیدگاه دیگری داشتی، یعی الان پشیمانی که بعد از چند سال به این نتیجه رسیده‌ای؟

من آدم آرامی هستم اما در یک لحظه یکدفعه به شکل بدی عصبانی می‌شوم و فکر می‌کنم در آن لحظه این اتفاق برایم افتاد. الان هم بزرگتر شده‌ام و خیلی چیزهای دیگر را تجربه کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام که خیلی اتفاق‌ها ارزشِ حس بد بعدش را ندارد. الان فکر می‌کنم که همه چیز می‌توانست ملایم‌تر و دوستانه‌تر پیش برود و ما همچنان دوست باقی بمانیم. سیروان هم این شاید حس بد را همراه خواهد داشت چون مربوط به دوره‌ای است که موزیک‌اش با ما رشد کرد و معروف شد.

 

همه خواننده‌ها دوست دارند بتوانند سیستم خود را کنترل کنند. فرق سیروان با خیلی از خواننده‌ها این است که هم موزیسین است، هم به خوبی می‌داند قرار است چه اتفاقی روی سیستم‌اش بیفتد. در آن بازه زمانی حس خوبی نداشت که یک سری آدم موازی با او حرکت کنند و می‌خواست آن فاصله رعایت شود. مقصر یک بخش از آن، خودش بود و یک بخش هم تقصیر ما بود. رفاقت عجیبی در گروه ما شکل گرفته بود که آن حس داشت کم‌کم از بین می‌رفت اما سیروان همچنان می‌خواست این حس وجود داشته باشد. مقصر او نیست و این اتفاقی است که همیشه برای همه خواننده‌ها افتاده است. البته یک سری آدم هم کنار سیروان بودند که می‌توانستند مشکل را حل کنند اما آنها هم متأسفانه این کار را نکردند و شاید به خاطر منافع‌شان یا هر چیز دیگر ترجیح دادند داستان اینگونه پیش برود.

 

* در همان دوره، فعالیت گروه «کامنت» را به شکل جدی و با انگیزه زیادی شروع کردید و روند رو به رشدی هم داشتید. چه دغدغه‌هایی باعث شد این گروه را تشکیل بدهید؟

فکر می‌کنم سال 78 کیان پوتراب را در یک استودیو دیدم. آن زمان دوستان در «پیکولو» داشتند برایش یک پروژه تنِظیم می‌کردند و از من خواستند آنجا گیتار بزنم که خیلی خوشم آمد و تصمیم گرفتیم همه با هم یک پروژه را استارت بزنیم. شروع به کار کردیم اما بعد از دو سه ماه به نتیجه‌ای نرسیدیم. کار را رها کردیم که سه چهار ماه بعد کیان به من گفت بیا دوباره آن کارها را انجام دهیم. گفتم یکی از دوستانم (پیمان) می‌تواند به ما برای جمع کردن کارها کمک کند و با او هم اولین آلبوم را جمع کردیم. مازیار به عنوان باسیست به ما اضافه شد و بعد هم بردیا امیری (درامر) به ما پیوست. چون آهنگسازی و نوع شعر گفتن کیان آن زمان متفاوت بود، می‌خواستیم موزیک متفاوت‌تری از آنچه در بازار به عنوان موسیقی راک شناخته می‌شود، تولید کنیم. این موزیک در مسیر رو به جلویی که داشت، پخته‌تر شد و تقریباً در آلبوم آخر یعنی «رفته از دست»، در این ژانر از موزیک راک (که در ایران اصلاً وجود نداشته و هنوز هم فکر نمی‌کنم شبیه آن تولید شود) توانست کمال نسبی ییدا کند.

 

* وقتی جدایی اعضای «کامنت» پیش آمد، خیلی‌ها گفتند چون اعضای اصلی «کامنت» درگیر اجراهای پاپ بودند، نتوانستند این گروه را ادامه دهند.

ما چیزی به اسم انحلال نداریم و خودمان هم دوست نداشتیم از این بازی به عنوان انحلال یاد کنیم. الان تنها چیزی که تعریف می‌کنیم این است که فعلاً تصمیم نداریم کاری تولید کنیم. در اصل، یک‌سری مشکلات درون گروهی باعث تصمیم بگیریم فاصله بین‌مان را حفظ کنیم تا به روابطمان لطمه نزنیم. حالا کیان هم پروژه خودش را انجام می‌دهد و کسانی که دوست دارند می‌توانند کار‌های او را دنبال کنند.

 

* تو چه نظری درباره کارهای مستقل کیان داری؟

آنها را خیلی کم شنیده‌ام و نظر خاصی هم ندارم.

 

* در همان بازه زمانی، همکاری‌هایی با میلاد درخشانی داشتی. اما اتفاقی که این اواخر دائماً برای میلاد می‌افتد این بود که نوازنده‌هایش نزدیک به اجرا تغییر می‌کردند. دلیل این اتفاق چه بود؟

من فکر نمی‌کنم تا به حال تمرین میلاد را کنسل کرده باشم. ما کلاً شش، هفت اجرا با میلاد رفتیم و فکر می‌کنم شخصاً 70 جلسه با او تمرین کرده‌ام. برای سیروان هم همینطور بود؛ سیروان آن زمان که کم کار بود، من به شخصه با او تمرین می‌کردم. در بازه‌ای که من با او گیتار می‌زدم، سه بار گروه عوض کرد. با میلاد هم همینطور، برای هر کنسرت 10 تا 12 جلسه تمرین سنگین داشتیم. حتی پارسال که میلاد یک اجرا در اریکه داشت و به دلیل یک مشکل کنسرت کنسل شد. من آن زمان سفرم را با محمد علیزاده و بنیامین که تور اروپا داشتند، کنسل کردم تا بمانم و با میلاد بزنم که اجرا کنسل شد و از قبل چیزی هم به من نگفت. فقط بعد از آن، بابت کنسل شدن از من معذرت‌خواهی کرد. یک‌بار هم در جشنواره فجر با اجرای شیراز اشوان تداخل پیدا کرد و من هم هر کاری کردم نتوانستم تاریخ را تغییر دهم. گفتم نمی‌توانم این اجرا را بیایم. میلاد هم ناراحت شد. این موضوع اینجا یک مقدار سخت شده چون موزیکی که ما دوست داریم، موزیک مین استریم نیست ولی برای درآمد مجبوریم این کار را انجام دهیم. من در گروه اشوان رهبر ارکستر هستم و نمی‌توانم به عنوان رهبر ارکستر حضور نداشته باشم ولی به جای یک نوازنده می‌توانم جایگزین داشته باشم که در آن کنسرت هم طاها مظاهری به جای من آمد و خیلی هم خوب زد. یک زمان‌ها باید با هم کنار بیاییم. نمی‌دانم شاید هم مقصر من بودم و باید زودتر می‌گفتم که دیگر نمی‌تونم این کار را انجام دهم.

 

* از همکاری‌ات با بنیامین بگو.

بنیامین می‌خواست رهبر گروهش (علی منصوری ) را عوض کند و به آرش سعیدی پیشنهاد داد و آرش که رهبر شد گفت بنیامین می‌خواهد تعدادی از بچه‌های گروه را عوض کند و از من خواست به گروه بپیوندم. من در آن بازه هم با فریدون می‌زدم و هم با مهدی یراحی. مهدی می‌خواست کم‌کم در ساختار اجراها تغییر بدهد چون می‌گفت ارکستر به سمت موسیقی پاپ راک رفته و تصمیم گرفتیم که خود مهدی یک رهبر دیگر پیدا کند. برای فریدون هم با بچه‌ها صحبت کردم و یک جایگزین برایم آوردند و من هم شروع به کار با بنیامین کردم.

 

* اجراهای شما با بنیامین هم خیلی موفق بود و با آرش سعیدی رونق خاصی به آنها داده بودید. اما گویا جدایی از بنیامین هم خیلی دوستانه نبوده است.

نه اتفاقاً مشکلی با هم نداشتیم. قراردادمان در حال تمام شدن بود و به من هم گروه اشوان پیشنهاد شده بود. به آرش گفتم و او هم قبول کرد و بعد هم خودش به ما در گروه اشوان پیوست چون به هر حال سلیقه موزیکی گروه اشوان به او نزدیک‌تر بود. خیلی اتفاق تنش‌زایی نبود و فقط یک تصمیم بود. الان، هم آرش با بنیامین در ارتباط است و هم من برای یک کاری که برایش تنظیم کرده بودیم، چند وقت پیش با او حرف زدم.

 

* بعد از شما هم درامر و هم نوازنده کیبورد بنیامین از او جدا شدند و همراه شما به گروه اشوان پیوستند و شاید همین موضوع باعث شد فکر کنند اتفاق خاصی افتاده است.

نه. من آن زمان برای گروه اشوان دنبال نوازنده بودم و کسی را هم پیدا نکردم. چون با ساسان و برنا یک سال زده بودم و با آنها راحت بودم، به آنها گفتم اگر می‌خواهید فعلاً به گروه ما بیایید تا دو اجرای اشوان را برگزار کنیم و بعد از آن هر کس تصمیم بگیرد چه کاری می‌خواهد انجام دهد. این اجراها تداخل پیدا کرد و من گفتم خودتان تصمیم بگیرید چه کنید و من نمی‌گویم بیرون بیایید یا نه. قراردادهای آنها هم در حال تمام شدن بود و بچه‌ها گفتند ترجیح می‌دهیم با اشوان باشیم. آنها هم گروه بنیامین را جایگزین کردند و علیرضا میرآقا رهبر ارکسترش شد.

 

* شما یک قطعه به نام «پریزاد» هم برای بنیامین تنظیم کردی که کار متفاوتی هم بود. درست است که قرار بوده به صورت تنظیم‌کننده ثابت با بنیامین کار کنی؟

نه. آن زمان محد موجرلو و آرش سعیدی کارهایش را تنظیم می‌کردند و قرار بود یکی دو نفر دیگر هم اضافه شوند و در پروسه تولید به بنیامین کمک کنیم. چون بنیامین نتوانست در آن بازه زمانی تصمیم قاطع بگیرد که چه کاری می‌خواهد بکند و شاید اصلاً تصمیم گرفته بود که فعلاً کار نکند، این پروژه دیگر ادامه پیدا نکرد. فکر می‌کنم «پریزاد» در کارهای بنیامین به لحاظ صدادهی و فرم کار خیلی متفاوتی بود.

 

* خودت هم ظاهراً خیلی اهل تنظیم کردن نیستی؟

اتفاقاً خیلی این کار را دوست دارم و الان هم شروع به انجام دادنش کرده‌ام. اشکان آبرون در این یک ساله خیلی به من کمک کرد و چیزهای زیادی یاد گرفتم. هر چه سن نوازنده‌ها بالاتر می‌رود، در کنار نوازندکی یک سری المان‌های دیگر می‌خواهند تا بتواند خلاقیت‌شان را قلقلک دهد. چون ممکن است نوازندگی دیگر آن هیجان اولیه را برایشان نداشته باشد.

 

* کمی هم درباره همکاری با مهدی یراحی بگو.

همکاری خیلی خوبی بود. مهدی انسان جالب و آرتیست خیلی خوبی است. من با هر کسی که کار کرده‌ام خیلی خوب بوده‌اند؛ مخصوصاً فریدون آسرایی یا اشوان که پسر باحالی است. آن زمان که با سیروان کار می‌کردیم هم همیشه در خاطراتمان خواهند ماند.

 

* کدام خواننده که با او روی صحنه رفته‌ای، سلیقه موسیقایی‌اش به تو نزدیک‌تر بوده است؟

اشوان. او تکنیک خیلی زیادی دارد که می‌تواند آن را روی استیج کنترل کند. آدم خیلی باهوشی است و پسر خیلی خوبی هم هست. در این یک سال حتی یک کدورت کوچک هم بینمان به وجود نیامده است.

 

* اواخر سال 94 بود که شهرام شعرباف تصمیم گرفت خودش به شکل داوطلبانه، مجوز «اوهام» را لغو کند. اما شما که اعضای گروهش بودید، هیچ حمایتی از او نکردید.

راستش نمی‌دانم چرا شهرام این کار را کرد! من در آن بازه زمانی، برای «اوهام» به دلیل دین بزرگی که بر گردن همه ما داشت، با جان و دل کار کردم. اما نمی‌دانم شهرام چرا یکدفعه این نامه را نوشت. بعد از آن هم دیگر ندیدمش چون از تهران رفت. مجوز شهرام به مشکل خورده بود و باید چند ماه از آن می‌گذشت. اما چون شهرام جواب نمی‌گرفت، ناراحت شد و آن نامه را نوشت.

 

* برای بخش انتهایی گفت و گو، برویم سراغ سوال و جواب‌های کوتاه. نوازنده مورد علاقه‌ات کیست؟

آدمی که خیلی روی من تأثیر گذاشته، جف بک(Jeff beck)  بوده است.

 

* در ایران چطور؟

من شاهرخ ایزدخواه و بابک آخوندی را واقعاً دوست دارم. آنها جزء گیتاریست‌های تأثیرگذار برای من بوده‌اند.

 

* بهترین نوازنده‌هایی که با آنها روی صحنه رفته‌ای؟

تکنیک برای من در نوازنگی المان اصلی نیست؛ یعنی زیبایی شناسی برایم خیلی مهم‌تر است اما عادل روح نواز با فاصله، نوازنده تکنیکال خیلی خوبی است. روی استیج رفتن با آرش سعیدی، اشکان آبرون و بردیا امیری را هم خیلی دوست دارم. نوازندگی در کنار این سه نفر، برای من ایده‌آل‌ترین شکل ممکن است.

 

* خودت نزدیک دو سال است که آموزش گیتار می‌دهی. به نظرت کیفیت آموزش این ساز در ایران چطور است؟

در دانشگاه که چیزی به نام گیتار الکتریک نداریم و گیتار نایلون یا کلاسیک درس می‌دهند. در آموزشگاه‌ها هم یک سری اساتید هستند که با مدل‌های قدیمی چندین سال پیش تدریس می‌کنند و یک‌سری هم مثل فرزاد فخرالدینی آموزشگاه خیلی به روزی زده و کارهای مدرنی در آن انجام می‌دهد. فرزاد در سه سال اخیر، کارهای متفاوتی کرده و به پیشرفت گیتار الکتریک خیلی کمک کرده است. مستر کلاس‌های خیلی خوبی برای این ساز گذاشته و در واقع اِستارت آموزش جدید گیتار الکتریک را در ایران زده است.

 

* یادت می‌آید اولین‌باری که برای ضبط به استودیو رفتی با چه کسی بود؟

نه. آن را که اصلاً یادم نیست. (خنده)

 

* به جز گیتار سازی بوده که دوست داشته باشی آن را یاد بگیری؟

پیانو را خیلی دوست داشتم اما همیشه تنبلی کردم. ایده‌ای که این ساز می‌دهد، خیلی متفاوت‌تر از گیتار است و اگر بتوانی آن را خوب بنوازی، ایده‌های جالبی می‌گیری.

 

* در موسیقی ایرانی چطور، سازی بوده که دوست داشته باشی بزنی؟

سه تار را خیلی دوست دارم. هر از گاهی هم به موسیقی ایرانی گوش می‌دهم.

 

* خواننده‌ای بوده که دوست داشتی با او روی استیج بروی اما فرصت‌اش پیش نیامده باشد؟

نه. فکر می‌کنم با هر کسی که کار کرده‌ام ، دوست داشته‌ام و کسی هم نبوده که بگویم کاش با او روی صحنه می‌رفتم. به لحاظ مالی که طبیعتاً همه فکر می‌کنیم کاش با همه بزنیم و پول دربیاوریم ولی کار کردن در این سال‌ها با این آدم‌ها، برای من بهترین گزینه بوده است.

 

* البته از سال گذشته همکاری‌ات با اشکان خطیبی را هم شروع کرده‌ای.

اشکان آدم بسیار خلاق و باهوشی است و هر کاری که می‌خواهد را به طور صدردصد انجام می‌هد. «راک د پن» پروژه خیلی خوبی بود. فکر می‌کنم از یک پروژه کاور آن هم با ده، دوازده قطعه، هفت سانس اجرای سولداوت درآوردن، یک هوش خوب و برنامه‌ریزی عالی می‌خواهد.

 

* در برنامه‌ریزی‌ها هم به اشکان مشاوره می‌دادی؟

بله با هم صحبت می‌کردیم و یک بخش از مسئولیت هماهنگی‌ها با من بود چون کاراکترم به نوعی است که می‌توانم مدیریت کنم. اصلاً  برای همین است که این مسئولیت‌ها در دیگر گروه‌ها هم به گردن من می‌افتد. شش ماهه دوم سال گذشته خیلی خوش گذشت؛ هم پروژه اشکان بود و هم پروژه آریا عظیمی‌نژاد که تجربه‌های خیلی خوبی بودند.

 

* پس احتمالاً مدیریت در ذات تو است چون رشته تحصیلی‌ات هم مدیریت است.

بله. بدبختی همین است دیگر؛ همیشه مایه شر می‌شود. (خنده)

 

منبع: موسیقی ما