می دانید، متاسفم
من آن را به حزب خود نمی کنم
من خودخواه خودم گرفتم
این اجازه نخواهد داد من بخشی از این باشم
و من می دانم که شروع کردم
رانندگی هر ثانیه
من نمی توانم صبر کنم تا به محض رسیدن به آنجا بروم
ثانیه ها را می شمارم
پایین و پایین ما برویم
ما این مکان را که می شناسیم مشغول می کنیم
قبل از اینکه یکی از ما شانس بگیرد
و این را می شکند، من نخواهم بود
نه، من نخواهم بود
من می دانم که آن را تلخ است
فكر كردم، آره، گفتم
سعی کرد آن را مانند آن بگوید
شانس وجود دارد که از آن پشیمان خواهم شد
بیایید بریم
من قبل از ارسال آن حذف کردم
و ما می توانیم وانمود کنیم
مثل ما هنوز به پایان نرسیده ایم
پایین و پایین ما برویم
و ما این مکان را که می شناسیم مشغول می کنیم
قبل از اینکه یکی از ما شانس بگیرد
و این را می شکند، من نخواهم بود
نه، من نخواهم بود
(شما می دانید، من متاسفم)
(متاسفم)
نه، من نخواهم بود
نه، من نخواهم بود