شما در امتداد امواج در ساحل سقوط میکنید هر بار که ما صحبت میکنیم، در نزدیکی حرکت میکنید
من نمی خواهم شما را متوقف کنم، من نمی خواهم که امشب را متوقف کن. ما دو عینک آخر را در یک کابۀ کلبه نی
سعی میکنم به یاد داشته باشم چه تعداد هستیم
رشته ای از چراغ های سفید که چشم های شما را امشب درخشید
ما در حال جیغ می کشیم که هیچ جای خالی از خارج خارج نشود پوست شما گدایی را می شود کمی کمی بیش از خورشید بوسید
تو دست من را در دست تو می گیرم
و لب های شما مثل سنگری طعم می دهند، لب های شما مثل سنگری طعم می دهند
خراب کردن توپ رقص کردن راهرو شما در حال نگه داشتن کفش خود، پوشیدن سایه های من
ما در برابر درب سقوط میکنیم، ما به یک بوسه گرم وحشی میافتیم
ما در حال جیغ می کشیم که هیچ جای خالی از خارج خارج نشود پوست شما گدایی را می شود کمی کمی بیش از خورشید بوسید
تو دست من را در دست تو می گیرم
و لب های شما مثل سنگری طعم می دهند، لب های شما مثل سنگری طعم می دهند
تنها چیزی که من می خواهم امشب انجام دهم نوشیدن یک شراب اسپانیایی است
بگذار اجازه دهید این سرم را به عقب برگرداند و چرخانده شود
ما در حال جیغ می کشیم که هیچ جای خالی از خارج خارج نشود پوست شما گدایی را می شود کمی کمی بیش از خورشید بوسید
تو دست من را در دست تو می گیرم
و لب های شما مثل سنگری طعم می دهند، لب های شما مثل سنگری طعم می دهند
لب های شما مانند سنگری، لب های شما مانند سانیا صمغ می بخشد
اوه
تنها چیزی که من می خواهم امشب انجام دهم نوشیدن یک شراب اسپانیایی است
بگذار اجازه دهید این سر من به چرخش ادامه دهد،