شما را بر روی یک غواصی قرار داده ام، پرواز من در یک هواپیما
شما به یک سیاره دیگر می فرستید، داخل مغزم می شوید
من درست می دانم زمانی که با شما ملاقات کردم هرگز همان نخواهم شد اما من اجازه دادم که من را برداشته باشم، دختر، بنابراین من کسی هستم که سرزنش می کنم، آه
شما ... تمام پیچ های من ... بگذارید
من کاملا متشکرم
همیشه راهی برای گمراه کردن و رانندگی من وحشی پیدا کنم
من عاشق راهم هستم که ذهنم را از دست می دهم
عقلم رو از دست دادم
شما دیوانه می شوید و من آن را دوست دارم
شما به من نشان می دهید که سیب، دختر، و من می خواهم آن را گاز بزنم
بنابراین دیوانه که من باید آن را داشته باشد
و من هرگز نمی خواهم از این جلیقه خالی بیرون بروم
شما ... تمام پیچ های من ... بگذارید
من کاملا متشکرم
همیشه راهی برای گمراه کردن و رانندگی من وحشی پیدا کنم
من عاشق راهم هستم
من احساس می کنم که دیوارها در داخل این اتاق کمر بسته می شوند
فقط چیز خوبی در مورد آن است که من در اینجا با شما قفل شده است، آره
من همیشه به دنبال شما هستم، تعجب میکنم که بعدا چه کار خواهم کرد
اما بخش مورد علاقه من در مورد این است که من همیشه باید حدس بزنید (شما می دانید من)
شما ... شما تمام پیچ های من را می آورید ... بگذارید
من کاملا متشکرم
همیشه راهی برای گمراه کردن و رانندگی من وحشی پیدا کنم
من عاشق راهم هستم که ذهنم را از دست می دهم
من ذهنم رو از دست دادم
عقلم رو از دست دادم
من ذهنم رو از دست دادم
من ذهنم رو از دست دادم
عقلم رو از دست دادم