تو چشم هایت را باور نمی کنی
اگر ده میلیون کرم شب تاب داشته باشد
وقتی که خوابیدم دنیا را روشن کردم
چون آنها هوا را پر می کنند
و قطره اشک را در همه جا بگذار
تو فکر می کنی من بی ادبانه
اما من فقط ایستاده و خیره شدم
می خواهم خودم را باور کنم
این سیاره زمین به آهستگی تبدیل می شود
سخت است بگویم که من باید بیدار بمانم وقتی که به خواب می روم چون همه چیز هرگز به نظر نمی رسد
چون من یک هزار اذیت کردم
از ده هزار اشکال رعد و برق
همانطور که آنها سعی کردند به من یاد بدهند که چگونه رقصیدن
یک foxtrot بالای سر من
یک جوراب زیر تخت من
توپ دیسکو فقط یک موضوع حلق آویز است
(موضوع، موضوع ...)
می خواهم خودم را باور کنم
این سیاره زمین به آهستگی تبدیل می شود
سخت است بگویم که من باید بیدار بمانم وقتی که به خواب می روم چون همه چیز هرگز به نظر نمی رسد
(هنگامی که به خواب میروم)
ترک درب من فقط یک کرک
(لطفا مرا از اینجا ببر)
چون من مثل این بی خوابی احساس می کنم
(لطفا مرا از اینجا ببر)
چرا از گوسفند شمارش می کنم؟
(لطفا مرا از اینجا ببر)
وقتی به سختی می خوابم خوابش ببرم
(هاها)
به ده میلیون کرم شب تاب
من عجیب نیستم چون من از خداحافظی متنفرم
به خاطر اینکه خداحافظی کردند، چشمهای غلیظی گرفتم
(خداحافظ)
اما من می دانم که چند نفر هستند
اگر رویاهای من واقعا عجیب و غریب باشند
چون تعداد کمی از آنها را نجات دادم و آنها را در یک کوزه نگه میدارم
(جار، شیشه، جار ...)
[2x]
می خواهم خودم را باور کنم
این سیاره زمین به آهستگی تبدیل می شود
سخت است بگویم که من باید بیدار بمانم وقتی که به خواب می روم چون همه چیز هرگز به نظر نمی رسد
(هنگامی که به خواب میروم)
می خواهم خودم را باور کنم
این سیاره زمین به آهستگی تبدیل می شود
سخت است بگویم که من باید بیدار بمانم وقتی که من خواب میبینم چون رویاهای من در درزها پاره میشوند