شما می دانید من می دانم که چگونه
برای اینکه ایمان را متوقف کنیم و به عنوان ناحیه بیرون نگاه کنیم
این باشگاه هم اکنون نمی تواند من را اداره کند
مراقب باشید که من به دنبال من هستم
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
(هاها، نکته جالب توجهی در مورد من وجود نداره! من دیوید گوتا رو می بینم. بیایید امیدوار باشیم!)
[آیه 1:]
هی
من شب خودم را دارم و نیازی به کمک ندارم
احساس می کردم که Scarface احساس می کردم
خستگی وحشی نمی تواند این طرح را اداره کند
زندگی باشگاه متکبر مانند آره!
بالا مانند پول، بنابراین دختران فقط ذوب می شوند
یکی از همه چیز همه را می شناسم مثل دوازده
به نظر پول نقد و همه آنها فقط نگاه کردن
بطری، مدل، ایستاده در صندلی
از دست دادن دلیل این کسب و کار است
همه چیز خیلی مسخره است
منطقه توجه زیادی را به خود جلب می کند
فریاد می زنم من در ساختمان هستم (هی!)
آنها تماشا می کنند متوجه می شوند
من صعود میکنم
من برگزار می کنم، من آن را می دانم
خودت میدونی
می دانید که می دانم چگونه است
برای اینکه ایمان را متوقف کنیم و به عنوان ناحیه بیرون نگاه کنیم
این باشگاه هم اکنون نمی تواند من را اداره کند
مراقب باشید که من به دنبال من هستم
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
[آیه 2:]
هی
هنوز احساس می کنم خودم را کنترل می کنم
حالا نمی تونستیم بیشتر برسیم
من می توانم یک دهه بیشتر از K.O.
پاپارازی سعی می کند من را مطرح کند
تا زمانی که بیشتر نرفتم به حزب رسیدم
جشن بگیرید دلیل این همه من می دانم
نکته ای که گروه ها از لباس های خود می گیرند
فینال بزرگ مانند فوق العاده است
به سختی میروم. نمایش را اجرا میکنم
درست است که من پول برای ضربه زدن کردم
چراغ های بیشتر یخ را در من راه می اندازد
بدون تبلیغات، آن را بزرگ در سراسر جهان است
بله
من آن را گفتم
برو آنرا بگو
کنفیتی
چه کسی آماده است؟
من آماده ام!
آماده ای!
برویم بگیریمش!
می دانید که می دانم چگونه است
برای اینکه ایمان را متوقف کنیم و به عنوان ناحیه بیرون نگاه کنیم
این باشگاه هم اکنون نمی تواند من را اداره کند
مراقب باشید که من به دنبال من هستم
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
(دستها بالا!)
(دستها بالا!)
(دستها بالا!)
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
(دستها بالا!)
(دستها بالا!)
(دستها بالا!)
[آیه 3]
تو الان من رو تماشا کردی (سلام)
توجه من (هی)
هر کس در باشگاه حاضر است بداند که اکنون می داند
من یک خانم هستم
بیا بانوی من و ...
ما هر دو می تواند بالا برود
جسارت را بگذار تا بگذار جو را تغییر دهم
من را از باشگاه بیرون می آورم و در لیر جدیدم می روم
پرواز در سراسر جهان
دختر بچه ای هستم
آیا شما آماده اید که اکنون بروید
می دانید که می دانم چگونه است
برای اینکه ایمان را متوقف کنیم و به عنوان ناحیه بیرون نگاه کنیم
این باشگاه هم اکنون نمی تواند من را اداره کند
مراقب باشید که من به دنبال من هستم
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
(دستها بالا!)
(دستها بالا!)
(دستها بالا!)
باشگاه حتی نمی تواند در حال حاضر من را اداره کند (آره)
(دستها بالا!)
بیایید جشن بگیریم
(دستها بالا!)
شما می دانید که آن را بسته است!