شما می توانید آن را در این شب بنامید
اما شما تنها شب را از دست دادید
همه احساسات شما را از پیش تنظیم کنید
امشب آنها را آرام کنند
و من از چیزی می روم
و من از طریق این دیوارها میروم
من حتی نمی دانم اگر باور کنم [x3]
همه چیزهایی که می خواهید به من بگویید
من عجیب ترین احساس را داشتم
دنیای شما به نظر نمی رسد
بنابراین خسته از تصور اشتباه
چه چیز دیگری می توانست داشته باشد
من حتی نمی دانم اگر باور کنم [x3]
همه چیزهایی که می خواهید به من بگویید
چشمانم را باز کن
به من بگو من زنده ام
این هرگز به ما راه نمیدهد
اگر من می خواهم حدس بزنم آنچه در ذهن شماست
چیزی بگو، چیزی بگو
چیزی مثل شما مرا دوست داری
کمتر می خواهید حرکت کنید
از سر و صدا این مکان
خوب من حتی نمی دانم اگر باور کنم [x2]
حتی نمی دانم اگر می خواهم باور کنم
هر چیزی که میخوای به من بگی
[x2:]
بنابراین، چشم هایم را باز کن
به من بگو من زنده ام
این هرگز به ما راه نمیدهد
اگر من باید حدس بزنم آنچه در ذهن شماست