شما همانطور که آنها آمده اید، شما هرگز نمی توانید برسید
شما همیشه کسی هستید که در اطراف شما قرار ندارد همه قوانین را مرتفع می کنید، شما در راه خود تنظیم می کنید
شما باید آزادی داشته باشید، باید فضای خود را داشته باشید
[گروه کر]
اما یک روز شما دختر را که قسم خورده اید ملاقات می کنید هرگز پیدا نمی کنید شروع به احساس چیزهایی که هیچ وقت احساس نمی کنید و تمام وقت خود را صرف نکنید
تلاش برای کشف چگونگی آن را به شما نگه داشتن و هنگامی که شما شروع به سقوط، شما بر روی غرور خود را نگه دارید
شروع به ساختن دیوارهای خود کنید و هرگز به او اجازه ندهید داخل شوید. او را از او دور می کنید زیرا همه چیز شما را می داند که چگونه انجام دهید
و سپس او را ترک خواهد کرد و شما را از او خواهش نمی کنم به من بپرسید چگونه من می دانم
برو برو و سرت را تکان بدهی و به من بگو که من اشتباه می گویم، من فقط یک احمق هستم و این فقط یک ترانه دیگر است
اما من می دانم که چگونه شما هستم زیرا من می دانم که چگونه هستم
و من هر چیزی را به عقب برگردانم و دوباره امتحان کنم
[گروه کر]
اما یک روز شما دختر را که قسم خورده اید ملاقات می کنید هرگز پیدا نمی کنید شروع به احساس چیزهایی که هیچ وقت احساس نمی کنید و تمام وقت خود را صرف نکنید
تلاش برای کشف چگونگی آن را به شما نگه داشتن و هنگامی که شما شروع به سقوط، شما بر روی غرور خود را نگه دارید
شروع به ساختن دیوارهای خود کنید و هرگز به او اجازه ندهید داخل شوید. او را از او دور می کنید زیرا همه چیز شما را می داند که چگونه انجام دهید
و سپس او را ترک خواهد کرد و شما را از او خواهش نمی کنم به من بپرسید چگونه من می دانم
[پل]
و شما بهترین آهنگ را در تکرار قرار دهید
شاید پس از آن شما مثل من نخواهید رسید
[گروه کر]
اما یک روز شما دختر را که قسم خورده اید ملاقات می کنید هرگز پیدا نمی کنید شروع به احساس چیزهایی که هیچ وقت احساس نمی کنید و تمام وقت خود را صرف نکنید
تلاش برای کشف چگونگی آن را به شما نگه داشتن و هنگامی که شما شروع به سقوط، شما بر روی غرور خود را نگه دارید
شروع به ساختن دیوارهای خود کنید و هرگز به او اجازه ندهید داخل شوید. او را از او دور می کنید زیرا همه چیز شما را می داند که چگونه انجام دهید
و سپس او را ترک خواهد کرد و شما را از او خواهش نمی کنم به من بپرسید چگونه من می دانم